
با عرض سلام وادب خدمت همکاران و دانش آموزان گرامی و تبریک آغاز مهر و دوستی وبلاگ گروه ادبیات فارسی گناباد ضمن خوش آمدگویی به همه ی شما عزیزان منتظر نظرات و همکاری سازنده ی شماست
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 19:21 |
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 19:2 |
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 1:11 |
همکاران و دانش آموزان گرامی می توانند برای دریافت کتاب درسی برای موبایل روی لینک زیر کلیک کنند
کتاب درسی - نمونه سوال وتست کنکور برای موبایل
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 23:20 |
جهت هماهنگی و اتفاق نظر بین همکاران عزیز قصد داریم پاسخ خود آزمایی ها و تمرینات کتاب های درسی را به تدریج دراین وبلاگ قرار دهیم
پاسخ خود آزمایی های ادبیات دوم
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در یکشنبه هفتم مهر 1387 و ساعت 18:3 |
معرفي برخي از نرمافزارهاي آموزشي و فرهنگي مرتبط با
زبان و ادبياتفارسي
1- فرهنگ دهخدا (لغتنامه):
نرمافزار فرهنگ دهخدا داراي امكانات جستجوي لغت همراه با شواهد و مثالهاي فراوان است. اين لغتنامه با كتاب لغتنامهي دهخدا كاملاً برابر است. مقدمهاي كوتاه با صداي علياكبر دهخدا دارد. بهعلاوه داراي امكانات يادداشتبرداري همراه با موسيقي سنتي و پخش آن در هنگام كار با سيدي آموزشي ـ فرهنگي است. داراي امكان چاپ نيز هست.
2- شاهنامهي فردوسي (متن شاهنامه):
متن كامل شاهنامهي فردوسي، داستانها، حكايات و تصاوير مينياتوري همراه با موسيقي و امكانات جستجو در زمينهي لغات، اصطلاحات با امكانات چاپ، همراه با مقدمهاي راجع به آثار الهامبخش در شاهنامهنويسي و نيز خواندن متن شاهنامه با صداي رسا به دو زبان فارسي و انگليسي از ويژگيهاي اين نرمافزار است.
3- درج 2:
شامل: كتابها (56 ديوان از امهات متون فارسي). شعرا (بررسي زندگي 35 شاعر بزرگ ادبيات فارسي) اطلاعات ادبي (آرايهها، قالبها و ...) امكانات جستجو (واژهها، تركيبها، بيتها و ...) و ذخيرهي نتيجهي جستجو، گزيده و گلچين كردن اشعار بهطور شخصي براي خود كاربر. تنظيمات (امكانات تنظيم قلمها، تصوير پسزمينه، موسيقي متن، چگونگي حركت متن، رنگي كردن ابيات و ...) و چاپ. (كار گروه نرمافزاري مهر ارقام)
4- مثنوي مولوي:
شامل متن كامل مثنوي، فهرستها، شروح مثنوي (از علامه جعفري و استاد فروزانفر)، معرفي مولانا، بررسي داستانها، كتابشناسي، مقدمه، همراه با متنخواني بهصورت روان و رسا و امكان نستعليق كردن ابيات دلخواه از مثنوي معنوي.
5- يادنامهي شهريار (2 سيدي):
شامل: ديوان شهريار و مجموعهي «حيدر بابا» همراه با صداي شاعر، بررسي زندگي و اشعار شاعر، آلبوم تركي و فارسي، قرائت اشعار همراه با موسيقيهاي آذري. (كار گروه نرمافزاري تكنو)
6- تاريخ ادبيات ايران (آثار برگزيده):
مجموعهاي از آثار برگزيدهي ادب فارسي، مقالاتي چون: تاريخ ادبيات چيست؟ و بررسي تاريخ ادبيات ايران و تقسيم آن به اعصاري چون عصر رودكي، عنصري، سعدي، مولوي .... تا عصر نيما و نيز بررسي زندگي رهي معيري همراه با اشعار ديوان رهي. (كار گروه نرمافزاري كسري رايانه)
7- ديوان حافظ:
شامل: غزليّات حافظ بر اساس چاپ ديوان از قزويني، زندگي حافظ، آلبوم تصاوير برگزيده، فال حافظ، تصنيفهايي كه از اشعار او ساخته شده است و در نهايت كتابشناسي حافظ.
8- حافظ (برگزيدهي غزليات):
شامل 21 غزل از حافظ با صداي احمد شاملو و موسيقي فرهاد فخرالديني. گزينش و انتخاب احمد شاملو. (كار گروه نرما فزاري ماهور)
9- بوستان سعدي:
شامل: متن كامل بوستان سعدي بر اساس چاپ دكتر يوسفي. همراه با امكانات جستجوي واژهها و لغات. (كاري از شركت مهندسي ـ پژوهشي نوين)
10- يادنامهي فروغ فرخزاد:
يادنامهي فروغ شامل: زندگي نامهي فروغ و آثار وي، فروغ در يك نگاه (فروغ شاعر، فيلمساز و مترجم)، گزيدهي نامهها، دربارهي شعر فروغ، فروغ از نگاه ديگران، در رثاي فروغ، مصاحبه راجع به فروغ، گالري تصاوير شاعر كه همهي اين امكانات با دو زبان فارسي و انگليسي قابل استفاده است.
11- نسخهي كامل فيلم خانه سياه است:
همراه با گالري عكس فروغ، طراحيها و دستخطهاي فروغ، برگزيدهي اشعار فروغ، مصاحبهها و نامهها همراه با نقد شعر فروغ
12- فريدون مشيري:
شامل: زندگي مشيري، ديدگاه صاحبنظران در مورد مشيري، در وصف فريدون مشيري، گلچين تصاوير، مجموعهي اشعار شامل: تشنه طوفان، گناه دريا، ابر و كوچه، بهار را باور كن، از خاموشي، ديار آشتي و آه باران. (كار گروه نرمافزاري ترنج)
13- شعر نو:
شامل: گزيدهي اشعار بيش از يكصد و پنجاه شاعر نوپرداز معاصر، دكلمهي منتخب اشعار به مدت 4 ساعت، موسيقي و امكان تغيير موسيقي، بيوگرافي و شرح حال جمعي از شاعران نوپرداز. امكانات تغيير قلم همراه با چاپ، نماهنگ يك ساعته و راهنماي مصور. (محصول شركت خردسازان)
14- عارفانهها:
مجموعه سخنان دكتر عبدالكريم سروش (80 ساعت) در زمينهي مولوي (در حضور حضرت مولانا، قمار عاشقانه، انسان نزد مولوي، مقدمهاي بر فهم مثنوي، سير تصوّف ايران، حسينبنعلي (ع) و مولانا، دين و مولانا، تولّد دوباره (مولوي، غزالي و سنت آگوستين) مولوي و غرب، پيام عارفان، اخلاق نزد مولانا، تجديد تجربهي اعتزال، نقد اخلاقي قدرت و ... . (محصول مؤسسهي فرهنگي صراط)
15- واژهنامه انگليسي:
شامل: دو لغت نامهي تخصصي با بيش از نيمميليون لغت از واژگان عمومي، اقتصاد، روانشناسي، معماري، حقوق اسلامي، فني دانشگاهي، محيط زيست، فرهنگ كامپيوتر، اخترشناسي و ... . (انگليسي به فارسي)
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 0:42 |
نام برخي از سايتهاي ادبي ـ فرهنگي
|
رديف |
موضوع |
آدرس |
|
1 |
بخش ادبيات فرهنگ ايران (مجموعهاي از كتابها) |
www.Percical.com
www.Percicul.com |
|
2 |
زندگي نامهي كارگردانان سينما |
www.Yazda11.com |
|
3 |
ادبيات كلاسيك (اشعار فارسي) |
www.Persian poem.com |
|
4 |
حافظ ـ زندگي و شعر حافظ (1) |
www.Hafezonline.com
www.Hafezonlove.com |
|
5 |
بنياد مطالعات ايران (جمالزاده) |
www.fis-Iran.org |
|
6 |
ادبيات و علوم ادبي |
www.Iranchamber.com/literature |
|
7 |
سهراب سپهري |
www.Mandegar.Roshd.ir/sepehri |
|
8 |
دبيرخانه راهبري زبان و ادبياتفارسي |
www.d-abad-ak.org |
|
9 |
زندگينامه و ... بزرگعلوي |
www.Bozorgalavi.com |
|
10 |
ادبيات معاصر (سايتهاي مختلف شاعران نو و كلاسيك) |
www.Pendar.net |
|
11 |
سايت ايران اكتور داراي link براي شعر شاعران معاصر |
www.Iranactor.com/belles |
|
12 |
دستيابي به مجموعهي دُرج (مجموعه اشعار برگزيدههاي شاعران) |
www.Mehrargham.com/
dorjonline/books.htm |
|
13 |
سايتهاي مختلف ادبي و هنري |
www.etvto.ir |
|
14 |
سايت خيام (زندگي و كتب و آثار خيام به زبانهاي مختلف) |
www.Okonline.com |
|
15 |
شاعران و نويسندگان (همراه با آثار آنها) |
www.Farhang.com |
|
16 |
مولانا جلالالدين بلخي (زندگينامه، ديوان شمس، مثنوي و آثار ديگر در مورد مولوي) |
www.Mandegar.roshid.ir |
|
17 |
شيوهي شعراي كلاسيك |
www.Zanan.co.ir
www.chn.ir |
|
18 |
سايت آواي آزاد (شعراي نامدار معاصر جوان همراه با آثار آنها) |
www.Avayeazad.com |
|
19 |
سايت ديوان حافظ (غزلها، قصايد، قطعات و مثنويها) (2) |
www.Hafez.com
www.Hafez.net |
|
20 |
خانهي ادب و هنر پارسي |
www.Geocities.com |
|
21 |
در مورد مولوي (انديشه و آثار) |
www.Rumiconference.com |
|
22 |
كتاب (نشر، نويسندگان، مكاتب ادبي، نقد، فروش و ...) |
www.iKetab.com |
|
23 |
شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي |
www.Persian-Language.org |
|
24 |
فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي |
www.Persianacademy.ir |
|
25 |
وزرات آموزش و پرورش |
www.Iraneducation.org |
|
26 |
مركز مدارك و اطلاعات علمي ايران |
www.Irandoc.ac.ir |
|
27 |
فروغ فرخزاد |
www.ForughFarrokhzad.org |
|
28 |
شاهنامه |
www.Shahname.com |
|
29 |
فرهنگ اصطلاحات فارسي |
www.Geocities.com/persianstory
/40storydic.html |
|
30 |
سايت فرهنگي |
www.Iranfarhang.com |
|
31 |
كنكور (تستهاي دانشگاهي) |
www.Konkoor.com |
|
32 |
دايره المعارف ايران (ايرانيكا) |
www.Iranica.com |
|
33 |
اطلاعات قرآني |
www.Fadak.org |
|
34 |
كتابخانهي مركزي آستان قدس |
www.Aglibrar.com |
گروه آموزشي زبان و ادبيات فارسي گناباد
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 22:49 |
خلاصه ی چهار داستان که در کتاب های درسی به آن اشاره شده است
چشمهايش -بزرگ علوي
استاد « ماكان» نقاش بزرگ كه يكي از مبارزان عليه ديكتاتوري رضاخان بوده، در تبعيد درميگذرد. جزو آثار باقي مانده او پردهاي است به نام «چشمهايش». چشمهاي زني كه گويا رازي را در خود پنهان كرده است. راوي داستان كه ناظم مدرسه و نمايشگاه نقاشي است دچار كنجكاوي سوزاني است كه راز اين چشمها را دريابد. بنابراين سعي ميكند «مدل» را يافته و درباره ارتباطش با استاد ا ز او بپرسد. پس از چند سال، ناظم مدل را مييابد و در خانه مجلل او با هم به گفتگو مينشينند. زن ميگويد كه دختر خاندان متعيني بوده كه به خاطر زيبايياش توجه مردان بسياري را جلب ميكرده است. اما مردان و عشق بازيچه او بوده اند. تنها در برخورد با استاد كسي را مييابد كه اساساً توجهي به جمال و جاذبه وي ندارد. زن براي جلب توجه استاد در تهران و اروپا با تشكيلات مخفي كه زيرنظر استاد است همكاري ميكند، تا سرانجام به وي نزديك ميشود. اما استاد نه فداكاري او را جدي ميگيرد و نه پي به كنه احساسات و عواطفش ميبرد. در عوض در برابر او، و بخصوص از چشمهايش هراسي گنگ ابراز ميكند. در پايان استاد گرفتار پليس ميشود، و زن پيشنهاد ازدواج رئيس شهرباني را، كه يكي از خواستاران قديمي اوست، ميپذيرد به شرط آن كه استاد از مرگ نجاتي ابد. استاد به تبعيد ميرود و البته هيچگاه از فداكاري زن آگاه نميشود. او تمام حسيات و تلقيات خود را در قبال زن در پردهاي به نام «چشمهايش» به يادگار نهاده است. در اين چشمها بطور كل زني مرموز، اما به هر حال دمدمي مزاج و هوسباز و خطرناك متجلي است: زن ميداند كه استاد هيچگاه به ژرفاي روح او پي نبرده و اين چشمها از آن او نيست.
بزرگ علوي در اين رمان روش استعلام و استشهاد را به كار برده، روشي كه چند اثر ديگر او را نيز شكل داده است. اين شيوه بيشتر در ادبيات پليسي معمول است. يعني كنار هم نهادن قطعات منفصل يك ماجراي از دست رفته و ايجاد يك طرح كلي از آن ماجرا به حدس و قرينه. بدين ترتيب يك واقعه گذشته به كمك بازماندههاي آن نوسازي ميشود. اشارات تاريخي بزرگ علوي نيز بحثها برانگيخته: استاد ماكان گاهي شبيه كمال الملك است. رييس شهرباني، سخت به «آيرم» شباهت دارد. اما هيچكدام دقيقاً الگوي واقعي شان نيستند. اين كار فقط براي خلق فضا انجام شده است. نثر منظم و سيال نويسنده در قياس با معاصرانش بسي امروزي مينمايد. اين كتاب از آثار معدود فارسي است كه در مركز آن يك زن با تمام عواطف و ارتعاشات رواني و ذهني قرار گرفته است.
مدير مدرسه
جلال آل احمد
معلمي دلزده از تدريس، مدير مدرسه تازه سازي در حومه شهر ميشود. در چند فصل كوتاه و فشرده با موقعيت مدرسه، ناظم و آموزگاران، وضع كلي شاگردان و اولياي اطفال آشنا ميشويم. معلم كلاس چهار هيكل مدير كلي دارد و پر سر و صداست. معلم كلاس سوم افكار سياسي دارد. معلم كلاس اول قيافه ميرزا بنويسها را دارد. معلم كلاس پنجم ژيگولوست. ناظم همه كاره مدرسه است. بچهها بيشترشان از خانواده باغبان و ميراب هستند. در ضمن اشاراتي در لفافه ،ما را به هواي سال و روزگار حديث، رهنمون ميشود. بهر حال، مدير ترجيح ميدهد از قضايا كنار بماند و اختيار كار را به دست ناظم بسپارد كه «هم مرد عمل است و هم هدفي دارد.» اما مجبور است كه در چند مورد راساً دخالت كند. مثلاً تماس با انجمن محلي براي «گدايي كفش و كلاه براي بچههاي مردم». اين چنين است كه مدير شاهد ساكت وقايع است اما در دلش جنگي برپاست. او پيوسته درباره خودش قضاوت ميكند، و وسوسه استعفاء رهايش نميكند. وقتي معلم كلاس سوم را ميگيرند مدير از خود ميپرسد كه چه كاري از دستش بر ميآيد. روزي كه معلم خوش هيكل كلاس چهارم زير ماشين ميرود، مدير در بيمارستان بالاي هيكل درهم شكسته او، براي نخستين بار اختيار از كف مينهد و چشمهاي از منش عصبي خود را نشان ميدهد، به راستي آقا مدير چه كاره است؟ در واقع او كارهايي جزيي صورت داده است: تنبيه بدني را غدغن كرده، معلم زن به مدرسه «عزب اغليها» راه نداده، يا اختيار انجمن خانه و مدرسه را به دست ناظم سپرده تا به كمك تدريس خصوصي بتواند كمك هزينهاي به دست آورد.
حالت عصبي مدير و لحن پرتنش او در طول حديثش بالا ميگيرد، سرانجام در اواخر سال تحصيلي واقعهاي ظرف شكيبايياش را سرريز ميكند. پدر و مادري به دفتر مدرسه ميآيند و با هتاكي و داد و بيداد شكايت ميكنند كه ناموس پسرشان را يكي از همكلاسيها لكه دار كرده است. بين مدير و پدر طفل برخورد و فحاشي تندي در ميگيرد مدير كه حسابي از كوره در رفته پسرك فاعل را صدا ميكند و جلوي صف بچهها به قصد كشت او را ميزند. اما وقتي خشمش تخفيف يافت پشيمان ميشود «خيال ميكني با اين كتك كاريها يك درد بزرگ را دوا ميكني؟… آدم بردارد پايين تنه بچه خودش را بگذارد سر گذر كه كلانتر محل و پزشك معاينه كنند تا چه چيز محقق شود؟ تا پرونده درست كنند؟ براي چه و براي كه؟ كه مدير مدرسه را از نان خوردن بيندازند؟ براي اين كار احتياجي به پرونده ناموسي نيست، يك داس و چكش زير عكسهاي مقابر هخامنشي كافي است.
پسرك فاعل كه بد طوري كتك خورده خانواده بانفوذي دارد. مدير را به بازپرسي احضار ميكنند. مدير سرانجام كسي را يافته كه به حرفش گوش كند. به عنوان مدافعات ماحصل حرفهايش را روي كاغذ ميآورد كه « با همه چرندي هر وزير فرهنگي ميتوانست با آن يك برنامه هفت ساله براي كارش درست كند» و ميرود به دادسرا. اما بازپرس از او عذر ميخواهد و ميگويد قضيه كوچكي بوده و حل شده...
واپسين اميد مدير بر باد رفته است، همانجا استعفايش را مينويسد و به نام يكي از همكلاسان پخمهاش كه تازه رئيس فرهنگ شده پست ميكند.
شوهر آهو خانم
علي محمد افغاني
ماجرا در شهر كرمانشاه از سال 1313 آغاز ميشود و تا حوالي سال 1320 يعني ورود متفقين به ايران ادامه مييابد.
سيد ميران سرابي مردي در حدود 50 ساله، كاسبكاري نسبتاً متمكن، با اصول و معتقدات مذهبي، اما آزاده و خير، رئيس صنف خباز، شوهر كدبانويي زحمتكش و مهربان و بردبار (آهو خانم) و پدر چهار فرزند است. اين زندگي آرام را ورود زني به هم ميزند. روزي در دكان سيد ميران با زن جواني (هما) كه به خريد نان آمده آشنا ميشود. اين زن كه وجاهت و طنازي خيره كنندهاي دارد، از همان آغاز بر سيد ميران تأثير ميگذارد. هما ميگويد كه شوهرش او را سه طلاقه كرده، فرزندانش را از او گرفته و از خانه بيرونش كرده است. سيد ميران در پرتو حسي كه خود آن را نوعدوستي ميانگارد، هما را موقتاً به خانه خود ميآورد و جايي به او ميدهد. طبعاً آهوخانم نيز شكي در حسن نيت شوهر محبوبش ندارد و با ملاطفت از زن ناشناس استقبال ميكند. ولي ديري نميپايد كه ماجرا رنگ ديگري ميگيرد. نفوذ هما بر سيد ميران بيشتر ميشود و آهو خانم به طور مبهم حس خطر ميكند . سرانجام سيد ميران به بهانه بستن دهان بدگويان هما را به عقد خود در ميآورد. كم كم هما حقوقي بيشتر از آهوخانم به دست ميآورد. بين دو هوو برخوردهايي روي ميدهد. سلطه خشم و شهوت، سيد ميران را وادار ميكند كه زن بزرگش را به طور مرگباري كتك بزند و همه روابط زناشويي را با او قطع كند. دوراني خوابناك و لذت بخش براي سيد ميران آغاز ميشود. در برابر چشمان متعجب و گاه فضول همسايگان، همكاران، فرزندان و بخصوص ديدگان غمناك و مبهوت آهوخانم، سيد چون گنجشكي كه افسون مار است به همه هوسهاي هما تن در ميدهد. عشق پيري او را هر چه شيداتر، تك روتر و تسليمتر كرده است. سيد به كار و كاسبياش نميرسد، با هما شراب ميخورد، اجازه ميدهد كه او لباسهاي هوس انگيز بپوشد و به خيابان برود. به تدريج ثروتش را به شكل هداياي گوناگون به پاي هما ميريزد. گرچه هما براي كسب هر كدام از اين امتيازات ابتدا در برابر اعتراض شديد شوهرش، هوويش و حتي ديگر آشنايان قرار ميگيرد، ولي برنده نهايي اوست كه سلاح دولبه هوش و جمال را با قدرت به كار ميبرد. «آهوخانم» در تمام مدت با سكوت و حسرت شاهد اندوهناك ويراني شوهر و آينده كودكان خويش است. او و هما دو روي سكه زن ايراني هستند كه در عين حال از نظر بي پناهي و بي آتيه بود نبا هم وجه مشترك دارند، يعني تا وقتي عزيزند كه آب و رنگي دارند و در دل شوهر جا ميگيرند.
در فصول پايان كتاب سيد ميران كه تقريباً همه چيزش را از دست داده خانه و دكانش را نيز حراج ميكند، سهمي براي بچهها و آهو خانم (كه فعلاً دور از خانه به حال قهر به سر ميبرد) ميگذارد و با هما به قصد سفري بي بازگشت به گاراژ ميروند. آهوخانم از ماجرا آگاه ميشود، يكباره از پوسته انفعالياش بدر ميآيد، خود را به گاراژ ميرساند و سيد ميران را با آبروريزي به خانه ميبرد. سيد ميران منتظر است كه هما نيز به دنبال او به خانه بيايد، ولي به او خبر ميدهند كه هما باز نخواهد گشت، هما با راننده اتومبيل كه يكي از عشاق سابق اوست شهر را ترك كرده و به دنبال سرنوشت ديگري رفته است. در اين فرصت وضعي كه بارها عقل سيد ميران به او تلقين ميكرد، اما عشقش به هما مانع بود، خود به خود پديد آمده است. هما رفته است و سيد ميران بايد بار يك زندگي در هم شكسته
را با كمك آهوخانم كه همچنان مهربان و وفادار است به دوش كشد.
گرچه اين رمان گهگاه دستخوش اطناب ملال آوري است و بخصوص گفتگوها زير تأثير رمان نويسان اروپايي قرن 19 آميخته با اساطير و احاديث غرب و شرق است، و اغلب در حد معلومات گويندگان نيست؛ اما در ضمن نويسنده در چند خط اصلي موفق بوده است:
ـ سه قهرمان اصلي كتاب كاملاً براي خواننده آشنا و موجه هستند؛ اين اطناب حداقل نكته ناشناسي در آدمهاي رمان باقي نگذاشته، آنها كاملاً زنده با گوشت و پوست و حس وجود دارند.
ـ در لابلاي داستان چشم انداز گويايي از زندگي و تاريخ كشور را در يك شهرستان در زمان سالهاي اثر ترسيم كرده است. در حاشيه حوادثي كه بر قهرمانان اصلي ميگذرد، ماجراي تغيير لباس و كلاه، كشف حجاب، برخوردهاي صنفي، انتخابات، نظام اداري و حكومتي، رابطه شهر و روستا و سلسله روابط مردم با قدرت جابرانه مستقر كشف و روشن شده است.
ـ آهوخانم در واقع غمنامه زن ايراني است. و سند محكوميت سرنوشتي كه در سالهاي روايت شده براي زنان وجود داشته است.
سووشون
سيمين دانشور
داستان با جشن عقدكنان دختر حاكم آغاز ميشود. شيراز در سالهاي آغاز جنگ دوم جهاني. جنوب ايران، منطقهاي كه در آن انگليسها سنت و سابقه اعمال نفوذ داشتهاند و اينك دوباره در آن صفحات ظاهر شدهاند، و قشون پياده كردهاند.
ميان مدعوين اين مهماني، بسياري از آدمهاي مهم رمان را ميشناسيم:
زري، زن جوان تحصيلكرده شهرستاني، با حس و عاطفه، مهربان و مسالمتجو. كه بزرگترين هم و غمش حفظ خانواده كوچك خود در مقابل تندبادي است كه وزيدن گرفته است. زري قدرت مشاهده دقيقي دارد و ما اغلب صحنههاي حساس را از نگاه او ميبينيم.
يوسف، شوهر زري، مالكي عصباني مزاج و خوش قلب. كسي كه حاضر نيست محصول املاكش را به قشون بيگانه بفروشد. بخصوص كه اينك نشانههاي قحطي نيز در منطقه بروز كرده است. مردي صريح اللهجه كه بر ارزشهاي بومي متكي است.
مسترزينگر، جاسوس سابق انگليس كه پرده از رخسار اصلياش برگرفته است.
مك ماهون، ايرلندي شاعري كه از ميان مهمانان اجنبي سيمايي آگاه و دوست داشتني نشان ميدهد.
ابوالقاسم خان، برادر يوسف، مزدوري كه بر عكس برادر راه ترقي و صلاح را در سياست بازي و همكاري با نيروهاي حاكم ميبيند.
عزتالدوله، پيرزن اشرافي بد چشم، بد قلب، پرمدعا و كينه توزي كه روزگاري خواستار زري براي فرزند عزيز كردهاش بوده است.
در فصل بعدي كتاب بقيه آدمهاي مهم داستان را هم خواهيم شناخت: خانم فاطمه خواهر بزرگ يوسف. عاقله زني با همان صراحت لهجه يوسف، و البته عاميتر و حسيتر. كه خيال دارد به عتبات برود و در جوار قبر مادرش مقيم شود. و بعد كودكان زري و از جمله پسر بزرگش خسرو.
در اين ميان فضاي سياسي پيچيدهتر و حادتر ميشود. قشون بيگانه آذوقه ميخرد و باز هم به آذوقه بيشتري نيازمند است و اين امر در جنوب قحطي توليد كرده است. مقامات دولت در منطقه آلت فعلي بيش نيستند، ايلات نيز هر كدام به داعيهاي سر به شورش برداشته وضع را آشفتهتر كردهاند. يوسف و گروهي از همفكرانش ميكوشند ايلات را به وضع خطير كشور متوجه كنند. اينان هم قسم شدهاند كه آذوقه خود را فقط براي مصرف مردم بفروشند.
بخشهاي بعدي كتاب كه با هوشياري تدوين شده روابط نيروهاي متخاصم را هر چه روشنتر ميسازد. رقابت مقامات محلي، تنگ نظريها و آرزوهاي حقير، مردم فروشيها و مبارزات، در متن بحراني كه هر دم داغتر ميشود. در اين جا تصويري دو بعدي نيز از شيراز آن روزگار ترسيم ميشود: شهر باغها و عرقهاي معطر، شهر بحرانهاي قحطي و تنگدستي.
در فصول آخر كتاب يوسف كه عليرغم هشدارها و اعلام خطرها در حفظ موضع خود سماجت ميكند، به تير ناشناسي كشته ميشود و پاداش يكدندگي و لجاج خود را در سازش نكردن با بيگانگان و عوامل آنها ميگيرد. آخرين فصل، ماجراي تشييع جنازه يوسف است كه به نظر هواداران و همفكران او بايد به تظاهرات سياسي بدل شود. اما اين تظاهرات به وسيله ماموران حكومت در هم ميريزد و تابوت يوسف در دستهاي زنش و برادرش ميماند. كتاب با يادآوري شعري كه «مك ماهون» ايرلندي در ارزش استقلال و آزادي سروده به پايان ميرسد.
سووشون گذشته از توفيقي كه نزد خوانندگان يافته، اين اولين اثر كامل، در نوع رمان فارسي است. بينايي و شنوايي نويسنده او را به اكتشاف انگيزههاي درون در رابطه با عمل برون، در سطح اجتماعي و تاريخي اثرش، رهنمون کرده است. او رشته صحنههاي شلوغ را به كوچكترين بارقهها و نجواهاي آهسته و پچ پچهاي فرو خورده متصل ميكند.
|
+| نوشته شده توسط سرگروه:محمد فرخی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 22:51 |